تبليغاتX
صدای دوست
یکی از مشکلات دنیای مدرن، اینه که به دلیل سرعت بالا و حجم انبوه انتقال اطلاعات، فرصت فکر(؟) کردن رو از انسان ها گرفته. در واقع، همه مشغول وارد کردن داده های جدید به ذهن خود هستند و کمتر، زمانی برای پردازش این داده ها باقی میمونه. نقش سیستم آموزشی "حفظیات محور" در تشدید این موضوع هم جای خوش رو داره

 یکی از موارد این مسأله، عکسهایی است که به عنوان سرگرمی، هر از چندگاهی در اینترنت آنها را میبینیم. برای نمونه، دو عکس زیر را که احتمالاً قبلاً دیده اید، دوباره ببینید!

عکس اول، مربوط به دو مربع هم رنگه

عکس دوم، مربوط به دو چهره شادان و عبوسه که از فاصله دور، جای شادی و خشم، در دو چهره با هم عوض میشه!

عکس اول:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 14:36 توسط حسن اشراقی |

شب شهادت پیامبر و امام حسن علیهماالسلام بود که یکی از دوستان، پیشنهاد کرد که حتماً، فیلم کتاب قانون را ببینم. گفت که CD این فیلم، توی کشور پخش شده و دو روزه، سوپرمارکت‌ها آن‌را تمام کرده‌اند!

به اولین سوپر مارکتی که رفتم، گفت تمام شده است! رفتم یک CDکلوپ. چندتایی داشت. خریدم و آمدم خانه. برایم جالب بود که یک و نیم میلیون نسخه از یک فیلم، در طی دو روز به فروش رفته باشد. به‌نظرم رکورد باشد. یک و نیم میلیون، ضرب‌در هزار و پانصد تومان، می‌شود خیلی!

واقعاً فیلم جالبی بود. نقدهای هنری را من بلد نیستم و سررشته‌ای ندارم، اما به جرم ایرانی بودن، در زمینه محتوایی، خود را کارشناس می‌دانم و حق اظهارنظر برای خودم قایلم! نقدهای دیگران را خوانده و یا شنیده بودم. مهم‌ترین نقدی که شنیده بودم، این بود که برخلاف برداشت اولیه، چهره بدی از انسان‌های متدین نشان داده شده است!؟ اگر این نظر را نشنیده بودم، چنین چیزی به ذهنم خطور نمی‌کرد. به‌نظرم می‌آمد که این فیلم، قصد دارد اسلام زبانی را نشان دهد و این‌که نظام ارزش‌گذاری ما، با نظام ارزش‌گذاری خدا و شریعت، متفاوت است. این‌که مرگ، حق است ولی برای همسایه و....

صحنه شروع فیلم، چهره ناخوشایندی از زنان مسلمان نشان می‌دهد، ولی عین واقعیت اجتماع است. در ادامه فیلم نیز، همه صحنه‌ها، واقعیت جامعه هستند. تکه‌ای از فیلم روز واقعه نیز به‌خوبی انتخاب شده و در فیلم گنجانده شده است و بر اساس آن، اشاره می‌کند که این مقایسه‌ها که "ما شصت ساله مسلمانیم و لازم نیست توی تازه مسلمان به ما درس بدهی"، حرف باطلی است. خیلی از صحنه‌های فیلم، بسیار جذاب و دیدنی بود و به‌خوبی خیلی پیام‌ها را می‌توانست منتقل کند. مثلاً نحوه برخورد خانواده رحمان، با کوکب، زمانی‌که از آمنه حمایت می‌کرد، به‌خوبی نشان می‌داد که ما تحمل شنیدن حرف حق را، اگر به ضررمان باشد، نداریم و چون نمی‌توانیم به‌صورت منطقی با آن برخورد کنیم، با روش‌های غیر منطقی، مثلاً بیل!، آن‌را خاموش می‌کنیم.

چند چیز در این فیلم، برایم ناخوشایند بود:

. . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 11:30 توسط حسن اشراقی |