تبليغاتX
صدای دوست
باسلام,برگ برگ 365 روز سال 1389شما,سراسر احسن الحال...

یه شعر ساده که یادگار آخرین شب خاطره ی سال 1388 حوزه ی هنریه:

دل بود که از قافله ما را عقب انداخت/سر رفتن این حوصله,ما را عقب انداخت

حتی همه ی جاده ها نیز گواه اند/این پای پر از آبله ما را عقب انداخت

از باد,رهاتر شده بودیم,ولی حیف/سنگینی این سلسله ما را عقب انداخت

یک سجده فقط فاصله ی ما و خدا بود/دل نیز از این قافله ما را عقب انداخت...

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی...

گفتم یه مطلبی نوشته شده باشه.همین...


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 12:10 توسط محمد جواد امینیان |

جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست/در عشق تو بی چشم همی باید زیست

از من اثری نماند،این عشق از چیست؟/گر من همه معشوق شدم،عاشق کیست؟...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 14:28 توسط محمد جواد امینیان |