باسلام و عرض ادب
خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد // بگذر ز عهد سست و سخنهای سخت خویش
وقــــت اســــــــــــت کز فراق تو وز سوز اندرون // آتـــــــــــش درافکنم به همـــه رخت و پخت خویش
آقا امیرالمؤمنين امام علي(ع)
دلا امشب به مي بايد وضو کرد .... و هر ناممکني را آرزو کرد
أعظم الأعياد، عيد کمال دين، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت اميرالمومنين عليه السلام، عيد سعيد غديرخم، بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد
واعظان کاين جلوه در محراب و منبر ميکنند
چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند
مشکلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود، توبه کمتر مي کنند
گوييا باور نمي دارند روز داوري
کاين همه قلب و دغل در کار داور مي کنند
یاد دیالوگ معاویه و عمرعاص در فیلم امام علی(ع) افتادم.
در اون فیلم معاویه به عمر گفت در برابر علی و ذوالفقارش چه چیزی داریم؟و در حديث معروف قدسي آمده است...
مي گويند که جواني با شور و شوق نزد سقراط رفت و گفت:" اي سقراط بزرگ آمده ام که از خرمن دانش تو خوشه اي برگيرم."
فيلسوف يوناني جوان را به دريا برد، او را به درون آب کشانيد و سرش را 30 ثانيه زير آب کرد. وقتي که دست خود را بر داشت تا جوان سر از آب برآورد و نفس بکشد، سقراط از او خواست که آنچه را خواسته بود تکرار کند.
جوان نفس زنان گفت:" دانش، اي مرد بزرگ". سقراط دوباره سرش را زير آب کرد و اين بار چند ثاينه بيشتـر. بعد از چند بار تکرار اين عمل، سقراط پرسيد: " چه مي خواهي" جوان که از نفس افتـاده بود به زحمت گفت: "هـوا. هـوا مـي خواهم"
سقراط گفت: " بسيار خوب، هر وقت که نياز به دانش را به قدر نياز به هوا احساس کردي ، آن را به دست خواهي آورد."
هيچ چيز جاي عشق و علاقه را نمي گيرد. شور و شوق يا عشق و علاقه نيروي اراده را بر مي انگيزد. اگر چيزي را از ته دل بخواهيد نيروي اراده دستيابي به آن را پيدا خواهيد کرد. تنها راه ايجاد چنان خواست هايي تقويت عشق و علاقه است
آن که به استقبال آينده ميرود بيناترين
است و آن که به آينده پشت ميکند،
سرانجام سرگردان ميماند
آقا اميرالمؤمنين امام علي (ع)
شراب تلخ ميخواهم که مردافکن بود زورش
.
که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش***
مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شدو مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد. هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.مرد حيران مانده بود که چکار کند. تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و برای خريد مهره چرخ برود. در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.
آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که
با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند. پس به
راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت:
«خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی. پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟
ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
***
دکتر محمدرضا جوادي يگانه*
نتايج تحقيق تطبيقي نشان ميدهد که ميزان تنبلي ايرانيان از متوسط جهاني بيشتر است و تنها کشورهاي عربي و آفريقايي هستند که بيش از ايرانيان دچار تنبلي هستند.
در بُن بيشتر مشکلات ايرانيان و مشخصههايي که کم و بيش، از آنها با عنوان آسيبهاي فرهنگي و يا اجتماعي ياد ميکنند، خصوصيتي اخلاقي را مشاهده ميکنيم که به اعتقاد برخي از صاحبنظران، بسياري از ويژگيهاي نامطلوب ما بر روي آن سوار شده است و در فرهنگ و خصلت جمعي ما بسيار ريشه دارد. اين خصوصيت اخلاقي، تنبلي اجتماعي است که بسياري از عادات فرهنگي و صفات اجتماعي ما از آن مايه ميگيرند و تغذيه ميکنند. اين مساله تا بدانجا مهم است که رهبر انقلاب در سخنراني روز اول فروردين از «تنبلي اجتماعي» به عنوان «دشمن دروني ايرانيان» نام برده و تأکيد کرده بودند: «تنبلي، نشاط کار نداشتن، نااميدي، خودخواهيهاي افراطي، بدبين بودن به ديگران، بدبين بودن به آينده، نداشتن اعتماد به خود (به شخص خود و نه به ملت خود) بيماري است». . .