۲-یک مشکل کوچولو داشت تمام کارها رو به هم میزد و این یعنی تمام زحمت هایی که بچه ها کشیده بودند میرفت تو کدو! اینجا بود که این دکتر معروف قصه ما٬ باز هم به فکر چاره افتاد و این بهانه ای بود تا تمام استعداد و خلاقیتش رو در یک راه حل خلاصه کنه!
متاسفانه گویا "من" چاره مشکل بودم! البته نه دقیقا خود "من" که بهتره بگم نسبت "من"
و این آغازی بود برای...
(ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید)