تبليغاتX
صدای دوست
سلام مجدد

یه عکس قشنگ دیدم گفتم شما هم ببینید بد نیست.

یا علی


سلام دوباره.

نمی دونم چرا تصویرش نیومد.

اگه می دونید مشکل از کجاست راهنمایی کنید ممنون میشم. من آدرسشو رو کامپیوتری که باهاش مطلب رو نوشتم تو کادر آدرس تصویر گذاشتم.

التماس دعا

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 0:17 توسط طه شوکتیان |

سلام به همگی

خیلی خوشحالم که دوباره توفیق مزاحمت پیدا کردم.

امیدوارم همگی خوب و خوش و سالم و سلامت و هر جوری که خودتون دوست دارید باشید.

باور کنید نمی دونستم ترتیب مطالبم رو چطوری تنظیم کنم. سلام، عذرخواهی، آرزوی خوبی و خوشی و ... البته الآنم که می نویسم ترتیب درستشو نفهمیدم ولی به ترتیبی که بیاد می نویسم.

امیدوارم ببخشید که فقط اسمم توی لیست نویسندگان بوده و نوشته ای نبوده. البته تو این مدت سر می زدم و هر دفعه هم کلی خوشحال می شدم از دیدن حتی اسامی دوستان. ای کاش عکسی چیزیم می شد دید.

ماه، ماه رجبه. خوب توصیف نمی کنم اگه بخوام توصیف کنم برا همین چیزی نمیگم، همگی الحمد لله وارد هستید. فقط این که تو عبادات، راز و نیازها، مناجات ها، اونایی که مشهدن تو زیارتا و ... به یاد رفقا هم باشید.

یه دو بیتی  دیروز یه جا تو فرحزاد دعای توسل بود شنیدم، ماه رجبم که ماه زیارتی امام حسینه، تقدیم می کنم:

نام تو به لب ذکر مدام است، حسین

عشق تو به دل علی الدوام است، حسین

گر آب بنوشم و سلامت نکنم

نوشیدن آن آب حرام است، حسین

دعا کنید خدا از شر فتنه های آخرالزمان در امان نگهمون داره. اینو خیلی جدی می گم.

الآن که دارم می نویسم ساعت حدود 20 چهارشنبه س و توی دفتر نهاد دانشگاهم و هیچ کس هم نیست و من بیشتر از 3 ساعته که تنهایی اینجام. البته یکی از دوستان اومد و یه یه ربعی هم درددل می کرد و همین دور و براس. دانشگاه خلوت خلوت خلوته. عصر چهارشنبه کلا خلوته. حالا که ایام امتحاناس، امتحانای کارشناسیا هم که افتاده 24ام به بعد، الانم که دیگه نزدیک شبه. دیگه ببینید چی میشه.

اما من که بضاعت چندانی برای نوشتن ندارم، از اولشم قصد داشتم یه غزل از خواجه تقدیم کنم. اما چون همین مقدمات خیلی طولانی شد (و چون تا حالا ادامه ی مطلب درج نکردم) بقیه ش رو تو ادامه ی مطلب درج می کنم:

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 20:16 توسط طه شوکتیان |

سلام دوباره

اردو تموم شد و خستگیاشو پس لرزه هاشو پروژه های درسی بعدش که رو هوا ولشون کرده بودیم موند. راستش قصد داشتم که امشب مفصل تر بنویسم اما قبل از این یه مطلب مفصل واجبتر واسه یه جای دیگه باید می نوشتم که حدود ۱ ساعت هم وقتمو گرفت. واقعاْ انرژی چندانی نمونده. البته سختی کار با این ویرایشگر نامانوس رو هم نباید نادیده گرفت.

اما اینو حتمن باید بگم که اونایی که بدلیل سوء سابقه جرات نکردن اسم خودشون رو بیارن و با اسم جعلی و مستعار مطلب می ذارن لااقل اینجا سعی کنن آبرو داری کنن و کمی تغییر رویه و مشی و مرام و مشرب به قول تهرونیا اخخودشون نشون بدن. اسم جدید رو که می ذارن لااقل سعی کنن واسه این اسم جدید یه آبرویی جور کنن. هنو هیچی نشده به جای خوشامد و خیر مقدم و این چیزا شروع می کنن به توپیدن به آدم اونم با حدیث جعلی و توجیهات عجیبه. نستعیذ بالله

خوش باشید-التماس دعا

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 20:49 توسط طه شوکتیان |

سلام

من در بحبوحه ی کار اردوی مشهد دانشگاهم. هیچی هم فرصت ندارم. کارها خیلی مونده بعد از نماز ظهر و عصر هم حرکته. فقط اعلام حضور.

من دوباره حتما میام حتمن حتمن حتمن

یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:41 توسط طه شوکتیان |